حاج ملا هادي السبزواري

164

شرح مثنوى

بپوشانند چشمهاشان را از نامحرمان . و بحسب تأويل ، مطلق زخارف دنيا مراد است كه نفس را شاغل مىشوند از حق . بيت : همه اندرز من به تو اين است كه تو طفلى و خانه رنگين است و تخصيص به بصر ندارد بلكه پنج لوله بايد مسدود شود از اباطيل و مفتوح شود به رب جليل . ( ( 2719 ) ) اين چنين حسها و ادراكات ما * قطره اى باشد در آن انهارها ن 134 23 - ك 55 13 قطره اى باشد : زيرا كه حق تعالى به هر بصر بينا و به هر سمع شنواست و قس عليهما . و در مرتبهء ذات علم حضورى دارد به هر موجود و از جملهء حاضرها در نزد آن وجود قاهر باهر ، وجودات ديدنيها و شنيدنيها و چشيدنيها و بوييدنيها و سودنيها و خياليها و وهميها و عقليهاست پس عالم و مدرك و خبير است به جميع . لا يَعْزُبُ عَنْ عِلْمِه مثْقالُ ذَرَّةٍ . باز جوى و باز بين و بازياب از كه از من عنده علم الكتاب ن ندارد - ك 55 14 از كه از من عنده علم الكتاب : اقتباس است از كريمهء * ( يَمْحُوا الله ما يَشاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَه أُمُّ اَلْكِتابِ 13 : 39 ( 1 ) محو مىفرمايد صورى را كه مىخواهد و ثبت مىفرمايد صورى را و در نزد اوست ام الكتاب كه در آن جمعند و محو و اثبات ندارد . ( ( 2722 ) ) كين چنين اندر همه آفاق نيست * جز رحيق و مايهء اذواق نيست ن 135 5 - ك 55 17 رحيق : خمر ، يا افضلش يا اصفى . اذواق : ( به ذال معجمه ) اقرب و آنس . و در نسخ چاپ به راء مهمله است ، آبهاى صافيه ، گويند : القت السحابة ارواقها ، ريخت ابر آبهاى صافش را . و از اين جاست كه مصفات را راووق گويند . ( ( 2726 ) ) اى تو نارسته از اين فانى رباط * تو چه دانى صحو و سكر و انبساط ن 135 9 - ك 55 19 صحو : هشيارى . چنان كه در حديث على عليه السلام است در سؤال از حقيقت : مَحْوُ الَموهُومُ وَصَحْوُ الَمعْلُومُ ( 2 ) يعنى فناء وجه النفس در هر چيزى و ظهور وجه الله . ( ( 2744 ) ) بانگ مىآمد كه اى طالب بيا * جود محتاج گدايان چون گدا ن 136 8 - ك 55 30 جود محتاج : يعنى مشتاق ، كه گدا محتاج به جواد است و جواد مشتاق به گداست و به احتياج تعبير كرده از جهت استظهار به آن چه در فهرست فرموده كه گدا عاشق كريم و كريم عاشق گداست و به

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء رعد ، آيهء 39 . ( 2 ) روضات الجنات ، ذيل ترجمهء كميل .